بررسي بايستگي¬هاي طلبگي
اهداف طلبگی
کسانی که وارد حوزههای علوم دینی میشوند هریک دارای هدف و آرمانی ویژه هستند.
1- یکی از نخستین هدفهایی که یک طلبه ممکن است برای خود برگزیند رسیدن به یک شغل شریف و مناسب از راه گذراندن تحصیلات حوزوی است. فرد از این راه میتواند خدمات شایستهای انجام دهد و علاوه بر آن درآمدی حلال و پاکیزه و شرافت مندانه برای خود و خانوادهاش بدست آورد[1].
2- برخی دیگر از افراد که افق دید بالاتری دارند انگیزهی نهایی خود از طلبگی را خدمت به شیعیان اهل بیت (علیهمالسلام) قرار دادهاند. اینان با این هدف والا به حوزه آمداند با شناخت عمیق از معارف قرآن و ائمه هدی قصد آن را دارند تا گرد مظلومیت تاریخی را از چهرهی زیبای شیعیان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پاک نمایند و به یاری آنان بشتابند. اینان غم مظلومیت شیعیان علی(علیهالسلام) را دل دارند و فراتر از برنامههای روزانه کار و اشتغال رسمی و درآمدهای مادی و خدمات معمول در اندیشه کاستن از این مظلومیتند[2].
3- با توجه به اقبالی که جوامع در دهه اخیر نسبت به اسلام نشان میدهند عدهای از طلاب در پاسخ به این نیاز وجههی همت خود را تبلیغ معارف قرآن و اهل بیت(علیهمالسلام) در سطح جهان قرار دادهاند. آنان براین باورند که گسترش معارف قرآن و اهل بیت زمینهساز ظهور حضرت ولیعصر میباشد[3].
4- گروهی دیگر با پذیرش و تأیید همهی این اهداف بزرگ و والا برآنند تا در مسیر مبارزه با استکبار جهانی، که یکی از اهداف و برنامههای مهم علمای دین است مردم را از خطر هجوم همهجانبه استکبار در بعد فرهنگی و اخلاقی آگاه و با این هجوم شیطانی مبارزه کند. از این رو در طول تحصیلات رسمی و حوزوی میکوشند تا هرچه بیشتر نسبت به ترفندها و شیوههای فریبکارانه استکباری آگاهی مییابند و نظام ولایت فقیه را در مسیر مبارزه با استکبار خنثیسازی توطئهای آن یاری رسانند[4].
5- عدهای نیز شوق آن دارند تا در ادامه راه انبیاء و اولیای الهی و علمای ربانی در حوزهها فعالیت نمایند. پاسداری از دین خدا هدف اصلی خود میدانند. اینان براین باورند که تا هنگامی که به علم و عمل مجهز نگردند نمیتوانند جایگاهی ویژه برای انجام خدمت علمی و دینی خود بیابند از این رو از هرفرصت و موقعیت زمان و مکان برای تشخیص وظیفه و نحوهی خدمت به دین خدا مدد میگیرند[5].
6- کسانی نیز اعتقاد راسخ دارند که لباس عالمان دینی لباس سربازی حضرت ولی عصر است. ایشان با چنین نگاهی این لباسها را میپوشند تا سربازی و فداکاری خود را در صبح و شام یادآور شوند و با فراگیری علوم دینی و همراه کردن آن با اخلاق و رفتار شایسته، منزلت والای این لباس را پاس دارند و با یاد امام زمان (عجالله تعالی فرجهالشریف) و انتظار فرج مقدس در جهت تحقق اهداف متعالی اهل بیت(علیهمالسلام) فداکارانه بکوشند. پس از تعیین هدف باید با جدیت تمام برای رسیدن به آن تلاش نمود[6].
عمل به دانستهها
علم و عمل دارای رابطه تنگاتنگ با یکدیگر هستند علم مقدمه عمل صالح است و عمل موجب بهرهبرداری از علم و برداشت ثمرهی آن و گشوده شدن درهای دیگری از حکمت به روی انسان خواهد بود[7].
رسول اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «هر کس به آنچه میداند عمل کند، خداوند او را وارث آنچه نمیداند، نخواهد گردانید.»
عبارت کنایه از این است که نادانستهها برایش آشکار میشود و خداوند درهای حکمت را بر قلب او میگشاید.
کسی که میداند و خلاف دانسته خود عمل میکند، از دلخواه خود پیروی کرده است. انسان برای نجات از این محکومیت، به توجیه حرکت خود میپردازد و با وظیفهتراشی و استدلالتراشی، میکوشد تصمیم خود را حق جلوه دهد تا از عذاب وجدان نجات یابد.
همین تلاش نامبارک، آرام آرام چهرهی حقیقت را غبارآلود و ایجاد تردید میکند. در این موقعیت، شخص دانستههای خود را باور و یافتههای خود را از دست داده و از مسیر هدایت گمراه شده است[8].
خانه علم، آجر عمل میطلبد، یکی یکی
حتماً بناها را دیدهاید که یکی بالای دیوار و دیگری از پایین، آجر بالا میاندازد. او باید آجری راکه گرفته بگذارد توی کار، بعد آجر بعدی را برایش بیندازند. این اجر را هنوز کار نگذاشته یکی دیگر را نمیشود گرفت چون نمیتوانید دو تا را با هم بگیرید، اگر هم گرفتید، نمیتوانید توی کار، کار بگذارید .عمل به علم چنین است. آدم میگوید خدایا به من بفهمان خداوند میگوید: خوب، اینها را که به تو فهماندهام عمل بکن، تا بازهم به تو بفهمانم[9].
مسئولیتپذیری
کمال آدمی به میزان مسئولیتپذیری او بستگی دارد. هر اندازه در مسئولیتپذیری سستی ورزد، و تباهی در کارش بیشتر خواهد بود و برعکس، هرچه مسئولیتپذیری فرد بیشتر باشد از نظر اخلاق فردی و صنفی به رشد و کمال بیشتری دست مییابد[10].
حضرت علی (علیهالسلام) دامنهی مسئولیتپذیری آدمی را بسیار گسترده تعیین کرده و از کارگزاران خود خواسته که نسبته به کلیه کارها و اقدامات و نیز روابط و مناسبات خود مسئولیتپذیر باشند، آنجا که میفرمایند: «از خدا بترسید در حق بندگانش و شهراهیش؛ زرا شما مسئول هستید، حتی در برابر سرزمینها و چاراتمام[11].»
تناسب برنامه با وظایف انسان
انسان باید برنامهای را در دستور کار خود قرار دهد که جزء وظایف اوست و اگر به کاری که وظیفهاش نیست بپردازد، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت که چرا وقت خود را صرف کار دیگری کرده است؟ حضرت علی(علیهالسلام) میفرماید: «همت خود را صرف اموری کن که برای تو لازماند و در امور غیر ضروری فرو نرو[12].»
برکات پرداختن به وظایف
جلب رضایت خداوند: خدای متعال از کسانی ک به وظایف خود رسیدگی میکنند، راضی و خرسند است
حفظ کرامت: اگر انسان وظایفش را به موقع انجام دهد، مورد تکریم جامعه قرار خواهد گرفت.
حفظ نشاط: اگر بدانیم در حال انجام وظیفه هستیم، مدام احساس خرسندی و نشاط خواهیم داشت[13].
پرهیز از امور بیفایده: کسی که در پی انجام این وظیفه نباشد، ممکن است وقت خود را صرف امور بیفایده کند[14].
تبعات پرداختن به غیر وظایف
آثار و تبعات ناگواری در اثر پرداختن به امور غیر ضروری که وظیفه انسان به حساب نمیآیند، دامنگیر او میشوند. که برخی از آنها به شرح ذیلاند.
1- ذلت: در روایتی از امام صادق(علیهالسلام) چنین آمده «بپرهیز از داخل شدن در اموری که اهمیتی ندارند چرا که ذلیل میشوی[15].»
2- فوت امور مهم: اگر انسان به کارهایی که جزء تکالیفش نیست بپردازد، زمان را برای انجام تکالیف خود از دست میدهد[16].
3- از دست رفتن منافع: همیشه منفعت انسان در این است که به وظایف خود مشغول باشد، بنابراین پرداختن به غیر وظیفه، نه تنها به نفع انسان نیست، بلکه منافع او را به خظر میاندازد[17].
نظم
نظم در دین مقدس اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است که در موارد متعددی از قرآن و حدیث به اهمیت آن اشاره شده است. و از آنجا که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت باید از کوتاهترین را بهرهگیرد، تا به هدف عالی خویش برسد؛ میتوان گفت نظم کوتاهترین و بیخطرترین راه است.
بیان قرآن کریم درباره نظم به دو بخش میتوان تقسیم کرد:
الف: نظم در تکوین
قرآن در این بخش، نظم حاکم بر جهان آفرینش را تشریح میکند و به انسان سفارش میکند که دربارهی آن بیندیشند و تا به طراح زبردست آن پی ببرند. در این راستا گاه از فرو درآمدن باران و ریشهی گیاهان یاد میکند، گاهی از عظمت آسمان، کوهها و دریاها سخن میگوید و زمانی شگفتیهای آفرینش موجودات و از جمله انسان را تذکر میدهد و انسان را به تفکر در نظم شگفتاور آفرینش وا میدارد[18]. به عنوان نمونه میفرماید:« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانههايی است[19]»
ب: نظم در تشریع
همه آیاتی که درباره قوانین و مقررات الهی نازل شده، برقرار کند نظم و برنامه در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است. قرآن همواره بشر را به رعایت نظم و داشتن برنامهای صحیح دعوت مینماید و خواستار آن است که مسلمانان در زندگی به اصول و مقررات الهی پایبند باشد و از حدود الهی گام فراتر ننهند چرا که « وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند آنان همان ستمكارانند[20]»
از همین رو میتوان گفت یکی از مهمترین اهداف پیامبران الهی تنظیم برنامه زندگی انسانها در تمام ابعاد بوده درصدد بودند که مردم از حدود الهی تخطّی نکنند.
همچنین نظم و انضباط در روایات اسلامی نیز مورد تأکید قرار گرفته است چنانکه امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: «پستی و بلندی و فاصلههای وسیع آسمانها را بدون اینکه به چیزی تکیه داشته باشند نظم بخشیده است[21].»
عوامل ایجاد نظم
عوامل گوناگونی در ایجاد نظم در زندگی مؤثرند. در این نوشته تلاش شده است تا دیدگاه حاملان وحی مورد عنایت جدی قرار گیرد. با توجه به اینکه اهل بیت مفصلترین بندگان خداوند هستند، با بهرهمندی از منبع علم الهی به عوامل مؤثر در ایجاد نظم اشاره و تأکیدات فراوانی داشتهاند، که برخی از آنها اشاره مینماییم[22].
1- امام: حضرت علی(علیهالسلام) در مورد یکی از عوامل نظم جمعی چنین میفرمایند:« جایگاه رهبر جامعه مانند ریسمانی محکم است که مهره را متحد ساخته و به هم پیوند میدهد اگر این رشتهها بگسلد، مهرهها پراکنده شده و هر کدام به سویی خواهند افتاد و سپس هرگز جمعاوری نخواهد شد[23].»
2- قرآن : کتاب اسمانی مسلمین، خود بر پایه نظم خاصی شکل گرفته است، خداوند در همین کتاب منظم، سخنان فراوانی دارد که بیانگر هماهنگی نظام آفرینش با نظام تشریع و قوانین الهی است.
3- اطاعت از امام: نه تنها خود وجود امام معصوم مایه نظمبخش به اجتماع خواهد بود بلکه اطاعت از ائمه هدی نیز جامعه را به سوی نظم و هماهنگی سوق خواهد داد. حضرت زهرا در این خصوص فرمودهاند: «خدای متعال اطاعت و پذیرش وبه کار بستند سخن ما را مایهی نظمیابی مردم و جامعه قرار داده است[24].»
4- وجود همنشین منظم: الگوگیری از دیگران یک امر جامعاً عمومی و فراگیر است و شاید بتوان گفت جزء امور فطری بشر است. لذا انسان باید مراقب باشد که با چگونه افرادی نشست و برخاست میکند. بنابراین همنشین منظم انسان را با گفتار و رفتار خود به نظم ترغیب میکند.
5-محیط: محیط عبارت است از خانواده و مدرسه و دانشگاهف محل کسب و کار و.. .بیشک انسانهای اطراف ما و حتی رسانههای جمعی چون روزنامه، مجله، و.. همگی بر انسان تأثیرگذار هستند و وقتی محیطی بر بینظمی الوده شد، تمام افراد خود را به این سمت سوق میدهد[25].
برکات نظم
به یقین نظم که محصول هدفمند و آیندهنگری انسان دارای برکات فردی و اجتماعی است. لازم است اینجا پیرامون آثار وبرکات آن سخن بگوییم.
الف: برکات فردی
1- پاسخگویی به ندای عقل: عمل به نظم، پاسخگویی به ندای عقل است. تمام عقلای عالم براین باورند که نظم در امور، کارها را سامان میرساند.
2-عمل به وصیت حضرت علی : عمل به نظم نوعی پاسخگویی به مصیت امام علی است که فرزندانشان و هر کس که آن وصیت به دست او برسد را سفارش کرده که به آن عمل نماید در واقع پاسخ به ندای آن حضرت عمل به وظیفه است که توفیقش نصیب هر کس نمیشود.
3- استفاده ار فرصت: نظم در امور باعث استفاده از فرصتها میشود و به همین جهت مورد تأکید روایات اهل بیت (علیهمالسلام) قرار گرفته است. امام علی (علیهالسلام) فرموده است «به استفاده از عمر مبادرت کن! قبل از اینکه به غصه تبدیل شود، این چنین نیست که هر طالبی به مراد خود برسد و یا هر غائبی بازگردد.» امام در این روایت اشاره صریح به این میفرمایند: که اگر عمر را از دست دادی حتی اگر تلاش کنی، فرصت را از دست رفته باز نخواهد گذشت[26].
ب: برکات اجتماعی نظم نظم
1- جلوگیری از هرج و مرج: بینظمی در واقع رها کردن کارها به حال خود است که روزمرگی را به دنبال دارد. این امر به مرور کارها را به هم میریزد و جامعه را دچار هرج و مرج خواهد کرد[27].
2- پیشرفت چشمگیر: وجود نظم در جامعه به این معناست که همه ظرفیتهای جامعه به راحتی قابل استفاده است و به همین دلیل پیشرفتهای چشمگیری به وجود خواهد آمد.
3-الگو شدن جامعه منظم:در اثر نظم، پیشرفتهای چشمگیری در جامعه حاصل خواهد شد که همین امر باعث الگو شدن جامعه منظم نزد سایر جوامع میشود بدیهی است که این امر در روابط بین آن تأثیر بسزایی خواهد گذاشت[28].
موانع ایجاد نظم
برای ایجاد نظم در زندگی فردی و اجتماعی خود، لازم است به موانعی که ممکن اتست بر سر این راه باشد توجه داشته باشیم. دانستن این موانع ما را در رسیدن با سرعت به هدف یاری میکند.
موانع شناختی
1- جهل نسبت به بهای عمر: نادانی همیشه ضربات سنگینی را بر آدمی وارد کرده و خواهد کرد. یکی از ضررهای که به واسطه نادانی بر انسان تحمیل میشود، بینظمی است. انسان چون نمیداند چه سرمایه عظیمی در اختیارش قرار گرفته به راحتی از کنارش میگذرد و برای آن برنامهریزی نمیکند، بنابراین، با دچار شدن به بینظمی آن ا از کف میدهد[29].
2- جهل نسبت به ارزش نظم: برخی واقعاً ارزش و برکات نظم را نمیدانند. شاید اهل قلم هم در این زمینه مقصر باشند در هر حال یکی از ضروری ترین مسائل جامعه نظم و انضباط است که در پرتوآن، همه برکات مادی و هم برکات معنوی زیادی چه در عرصه فردی و چه در عرصه اجتماعی حاصل میشود.
موانع غیر شناختی
در کنار کاستیهایی که از فقدان شناخت نشأت میگیرد، امور دیگر نیز مطرح هستند که باعث بینظمی در امور فردی و جمعی میشود
1- بی هدف بدون: لازم است که ما برنامههای خود را مطابق هدفی که داریم تنظیم نماییم. بنابراین اگر هدافی نداشته باشیم، برنامههای ما به هم میریزد.[30]
2- بیبرنامه بودن: بدون شک یکی از عوامل مهم دستیابی به نظم، برنامهریزی است. بنابراین اگر بخواهیم از بینظمی جلوگیری کنیم باید بعد از تعیین هدف، برنامههای رسیدن به آن را تعریف کنید.
3- همنشین بینظم: از انجا که انسان تحت تأثیر اطرافیان خویش است پس دوستان و همنشینان او میتوانند محرک و مشوق او به سمت نظم یا بینظمی باشند.
4- محیط نامنظم: حتی در صورتیکه ما از بینظمی بودن دیگران الگوگیری نکنیم، اما باز متأسفانه بینظمیهای ایشان در مواردی مانع منظم شدن ما خواهد بود.
آسیب شناسی بینظمی
الف:آسیبهای فردی
1- فرصتسوزی: یکی از پیامدهای جدی بینظمی، از دست دادن مهمترین سرمایه زندگی، یعنی وقت و عمر است. نکته مهم این است که وقتکشی در اسلام از مصادیق لهو است که به فتوای بسیاری از بزرگان حرام است. گذشته از اینکه هر عاقلی به این نکته قائل است که انسان نباید نرخیترین دارایی خود را که عمرش است، اینگونه در معرفی مخاطره قراردهد. لذا اولیای اسلام (علیهمالسلام) فرمودهاند: فرصتهای نیک را دریابید[31].
2- روزمرگی و زیان:اگر نظم و برنامه نداشته باشیم، دچار روزمرگی میشویم و به اصطلاح، هیچ یک از روزهای ما با روز قبل فرقی نخواهد کرد. امام صادق (علیهالسلام) در اینباره میفرماید: «کسی که دو روزش برابر باشد، پس او زیان کرده است.»
3- بدنامی: روشن است همانگونه که انسان منظم نزد عقلا، محترم و خوش نام است، در مقابل، انسان بینظم نزد ایشان بدنام است و مورد احترام نخواهد بود. اگر قدری به فرد بینظم توجه کنیم، خواهیم دید که هیچ کاری را درست و به جا موقع انجام نمیدهد و آرام آرام به سمت نهادینه کردن بدقولی، بدحسابی، سرباری در زندگی خود پیش رود. وهمین امور عوامل بدنامی او خواهند شد[32].
آسیبهای جمعی
1- تضییع وقت دیگران: میدانید که گناهانی مانند بدقولی(خلف وعده)، معطل کردن دیگران، تأخیر در برنامههای تعیین شده و مانند آن، ریشه در بینظمی افراد دارند و هر کدام از آنها به نوعی باعث هدر رفتن عمر دیگران میشود؛ بینظمی نیز نوعاً باعث ارتکاب یک یا چند مورد از این گناهان میشود که دارای اثرات اجتماعی بزرگ و غیر قابل اغماضی است[33].
2-القاء فرهنگ بینظمی: بهترین اثر سوء بینظمیهای فردی این است که فرهنگ غلطی را به جامعه القا میکند که عبارت است از « فرهنگ بینظمی» و « فرهنگ بیتوجهی به عمر خود و دیگران» و این خود گناهی نابخشودنی و دنبالهدار است. بینظمی یک سنت بد و ناپسند است و قادر است جامعه را به انحراف و حکومتی را به انحطاط و فروپاشی بکشاند از منظر فقهی هم بینظمی و هرج و مرج حرام دانست شده، زیرا عامل اختلال در جامعه است[34].
3- از دست دادن فرصتهای اجتماعی: در یک جامعه کاقی است مسئولین از جهت کارها و برنامهها منظم نباشند و بینشان هماهنگی لازم وجود نداشته باشد، آن وقت است که فاجعه جبرانناپذیر به بار خواهد آمد. چرا که در پرتو این نظم و ناهماهنگی، به راحتی فرصتهای طلایی از دست خواهد رفت[35].
راهکارهای تقویت انگیزه طلبه
1-شناخت نیت
گاهی ابزار جای هدف را میگیرد و وسیله به جای مقصد مینشیند و راه تبدیل به توقفگاه میشود و انگیزه دیگر حالت انگیزش را ندارد. ورای نیت ظاهری انگیزههای پنهان را شناختن در قالب انگیزه آشکار و محرک اصلی را یافتن از پوست گذشتن و به مغز رسیدن نیت همان دینام محرک است. پشتوانه اقبال به
حوزه است. انگیزه ابتدا و ادامهی راه است همان است که اگر نباشد عمل هم تحقق نمیپذیرد. مگر نه اینکه اگر کسی در هوای گرم تابستان به نیت خنک شدن وضو بگیرد، وضویش باطل است و اگر به نیت نظافت غسل کند غسل نیت شستشوی بدن است از کجا بفهمید که برای خداست یا به خاطر خنکی است. گاهی نیت برای خود انسان هم نامشخص است گاهی نیت در آغاز مبهم است پس از شروع کار به کار روشن میشود. گاهی انگیزه خداست ابلیس هم پای خود را به میان میکشد.حتی آنچنان که متوجه نمیشوی که در نیت تغییر پدید آمده است.
گاهی هدف ین است دنیا هم به آن آمیخته میگردد و انگیزه دینی به هدف دنیایی مبدل میشود. مهم آن نیت پالک و الهی است از اغاز تا انجام پیش از حرکت در مسیر و تا مقصد[36].
2- اتقان در عمل
یک مسئله این است که طلاب علوم دینی و فضلای جوان آیا برای سازندگی و برای آینده حوزه نقشی دارند یا نه؟ جواب این است که بله دارند هر کس نقش خودش را دارد. در یک مجموعه
سوالات متداول
آخرین اطلاعات درباره انسان چیست؟
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به انسان در این گزارش ارائه شده است.
مهمترین نکات درباره بینظمی چیست؟
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره بینظمی در متن مقاله بررسی شده است.
بررسي بايستگي¬هاي طلبگي چیست؟
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با بررسي بايستگي¬هاي طلبگي بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمی
تاريخ: چهارشنبه
28 مرداد
1405 ساعت: 4:44